تبليغاتX
ببینیم عاشقان به هم می رسند یا نه

تصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اولای زندگی ام،

تصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اولهستی ام، یاورم،

تصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اولدلدار زندگی ام، عشق من، امید زندگی ام،

تصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اولتمام وجود من

تصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اولدوستت دارم.

تصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اولای که امید زندگی را به من دادی،

تصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اولخون عاشقی را در رگهای من جاری ساختی،

تصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اولحال و هوایی دوباره به زندگی من دادی ،

تصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اولنفسی دوباره به من بخشیدی

تصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اولدوستت دارم.

تصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اولای وجود من،

تصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اولطلوع من،

تصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اولحضور پر شوق و شور من ،

تصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اولدوستت دارم .

تصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اولای دریای من،

تصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اولفردای من،

تصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اولدنیای من،

تصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اولرویای من ،

تصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اولدوستت دارم.تصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اول

 

باد مي‌آيد و در کنج دلم مي‌ريزد


برگِ خشکيده‌‌ي زرد.


تحفه‌ي رفتن توست،


فصل من پاييز است ...

تصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اولتصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اول


 

  حس

  چشایی ام را...!!!

 .

  روی

  لبهای تو....!!!

 .

  جا 

  گذاشته ام...!!!

 .

  حوصله ی

  لبهای

  نا اشنا را...!!!

 .

  ندارم...!!!

 

  دلم از

 

 

  دوری تو

 

 

  گاه چنان

 

 

  میگیرد..........

      

 

   من...!!!

  .

  ازت...!!!

  .

  خاطره

 .

  دارم...!!!

 .

  خاطره...!!!

 .

  درد کمی

  نیست...!!!

 

+ نوشته شده در پنجشنبه سوم آذر 1390ساعت 19:29 توسط هیچکس |

 

كاش مي شد سرزمين عشق را در ميان گام ها تقسيم كرد

كاش مي شد با نگاه شاپرك عشق را بر آسمان تفهيم كرد

كاش مي شد با دو چشم عاطفه قلب سرد آسمان را ناز كرد

كاش مي شد با پري از برگ ياس تا طلوع سرخ گل پرواز كرد

كاش مي شد با نسيم شامگاه برگ زرد ياس ها را رنگ كرد

كاش مي شد با خزان قلب ها مثل دشمن عاشقانه جنگ كرد

كاش مي شد در سكوت دشت شب ناله ي غمگين باران را شنيد

بعد ، دست قطره هايش را گرفت تا بها ر آرزوها پر كشيد

كاش مي شد مثل يك حس لطيف لابه لاي آسمان پرنور شد

كاش مي شد چادر شب را كشيد از نقاب شوم ظلمت دور شد

كاش مي شد از ميا ن ژاله ها جرعه اي از مهر با ني را چشيد

در جواب خوبها جان هديه داد سختي و نامهرباني را شنيد

 

اگر در دل......

میدیدم غم ودرد جدایی را

به دل هر گز نمیدادم...

خیال آشنایی را

 
یک جهان بر هم زدم کز جمله بگریزم تو را

من چه می کردم به عالم گر نمی دیدم تو را

با هم مشکل پسندیهای طبع نازکم

حیرتی دارم که چون آسان پسندیدم تو را

من ز خود گم می شدم چون می شنیدم نام تو

خود را گم کرده تر می خواستم دیدم تو را

pix2pix.org - کاغذ دیواری عاشقانه (9)

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comگفتمش:بی تو چه می باید کرد؟تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comعکس رخساره ماهش را دادتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comگفتمش:همدم شبهایم کو؟تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتاری از موی سیاهش رادادتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comوقت رفتن همه را بوسید وتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comبه من از دور نگاهش را دادتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comیادگاری به همه داد و به منتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comانتظار سر راهش را دادتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

 

کاش همیشه

در کودکی میماندیم

تا به جای دلهایمان

سر زانوهایمان

زخمی میشد

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم شهریور 1390ساعت 8:52 توسط هیچکس |

 

این چند صباح با تو بودن های من هم گذشت

این روزهای با تو بودن هم گذشت

راستی روزگار رفته دیگر برنخواهد گشت

کجایی؟

حواست با من است یا نه؟

تو هم مثل منی انگار

تو هم امشب خماری، خسته ای ، مدهوش و مستی

تو هم انگار در عالم دیگری هستی

نترس چیزی نمی خواهم بگویم

سخن از قصه های پر غصه ی ماست

که با آن هیچ کس نا آشنا نیست

کمی احساس، کمی هم عشق

کمی لبخند پرمعنا

اگر داری بس است امشب

نشسته در کمین لحظه های عمر

فلک آرام وبی پروا

بیا این لحظه های واپسین را کمی با هم بگوییم

کمی باهم بخندیم!

کمی در جستجوی واژه دوست

خطوط روشن فرهنگ دلها را بجوییم

برای گریه کردن تا بخواهی وقت باقی است

تا بخواهی لحظه های خالی است

تا بخواهی آسمان ابری است

تا بخواهی دیده بارانی است

بیا باهم بخندیم

به من هم گر بخندی با تو می خندم

بخند تا کوله بار خاطراتم

پر از عطر ترنم های لبخند تو گردد

که شاید بعد از این دیگر مرا هرگز نبینی

وشاید روزگار رفته دیگر برنگردد

وشاید روزگار رفته دیگر برنگردد...

کاغذ دیواری عاشقانه (9)

دنیا دنیای نامرداس غصه نخور دل من

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم شهریور 1390ساعت 14:45 توسط هیچکس |

 

دکتر شریعتی

 روز مبادا

دوستت دارم‌ها را نگه می‌داری برای روز مبادا،
دلم تنگ شده‌ها را، عاشقتم‌ها را…
این‌ جمله‌ها را که ارزشمندند الکی خرج کسی نمی‌کنی!
باید آدمش پیدا شود!
باید همان لحظه از خودت مطمئن باشی و باید بدانی که فردا، از امروز گفتنش پشیمان نخواهی شد!
سِنت که بالا می‌رود کلی دوستت دارم پیشت مانده، کلی دلم تنگ شده و عاشقتم مانده که خرج کسی نکرده‌ای و روی هم تلنبار شده‌اند!
فرصت نداری صندوقت را خالی کنی.! صندوقت سنگین شده و نمی‌توانی با خودت بِکشی‌اش…
شروع می‌کنی به خرج کردنشان!
توی میهمانی اگر نگاهت کرد اگر نگاهش را دوست داشتی
توی رقص اگر پا‌به‌پایت آمد اگر هوایت را داشت اگر با تو ترانه را به صدای بلند خواند
توی جلسه اگر حرفی را گفت که حرف تو بود اگر استدلالی کرد که تکانت داد
در سفر اگر شوخ و شنگ بود اگر مدام به خنده‌ات انداخت و اگر منظره‌های قشنگ را نشانت داد
برای یکی یک دوستت دارم خرج می‌کنی برا ی یکی یک دلم برایت تنگ می‌شود خرج می‌کنی! یک چقدر زیبایی یک با من می‌مانی؟
بعد می‌بینی آدم‌ها فاصله می‌گیرند متهمت می‌کنند به هیزی… به مخ‌زدن به اعتماد آدم‌ها!
سواستفاده کردن به پیری و معرکه‌گیری…
اما بگذار به سن تو برسند!
بگذار صندوقچه‌شان لبریز شود آن‌‌وقت حال امروز تو را می‌فهمند بدون این‌که تو را به یاد بیاورند
غریب است دوست داشتن.
و عجیب تر از آن است دوست داشته شدن...
وقتی می‌دانیم کسی با جان و دل دوستمان دارد ...
و نفس‌ها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ریشه دوانده؛
به بازیش می‌گیریم هر چه او عاشق‌تر، ما سرخوش‌تر، هر چه او دل نازک‌تر، ما بی رحم ‌تر.
تقصیر از ما نیست؛
تمامیِ قصه هایِ عاشقانه، اینگونه به گوشمان خوانده شده‌اند

     

عشق مرد از نگاه دکتر شریعتی

مرد ها در چار چوب عشق٬  به وسعت غیر قابل انکاری نا مردند! برای اثبات کمال نا مردی آنان٬  تنها همین بس که در مقابل قلب ساده و فریب خورده ی یک زن  ٬ احساس می کنند مردند.  تا  وقتی که قلب زن عاشق نشده  ٬  پست تر از یک سگ ولگرد٬ عاجز تر از یک فقیر و گدا تر از همه ی گدایان سامره. پوزه بر خاک و دست تمنا به پیشش  گدایی میکنند
اما وقتی که خیالشان از بابت قلب زن راحت شد  ٬  به یک باره یادشان می افتد که خدا مردشان  آفرید!!


و آنگاه کمال مردانگی را در نهایت نا مردی جست و جو  میکنند...

 

آه عشق او عجیب مرا پیر کرده است.....

پرسید که چرا دیر کرده است ؟

 نکند دل دیگری اورا اسیر کرده است ؟

خندیدم و گفتم او فقط اسیر من ‏است

 تنها دقایقی چند تاخیر کرده است گفتم

امروز هوا سرد بوده است شاید موعد قرار تغییر کرده است

 ‏خندید به سادگیم آینه و گفت احساس پاک تو را زنجیر کرده است

 گفتم از عشق من چنین سخن مگوی ‏گفت : خوابی سالها دیر کرده است

در ایینه به خود نگاه میکنم آه عشق او عجیب مرا پیر کرده است

 راست ‏گفت آیینه که منتظر نباش او برای همیشه دیر کرده

تمام هستی ام بود و ندانست

مرا در غربت فردا رها کرد 

 دلم در حسرت دیدار او ماند

 مرا چشم انتظار کوچه ها کرد 

 به من می گفت: تنهایی ، غریب است 

 ببین با غربتش با من چه ها کرد

 تمام هستی ام بود و ندانست.. 

 که در قلبم چه آشوبی به پا کرد

 واو هرگز شکستم را نفهمید

 اگر چه تا ته دنیا صدا کرد

می روم خسته و افسرده و زار/ سوی منزلگه ویرانه خویش

به خدا می برم از شهر شما / دل شوریده و دیوانه خویش

می برم تاکه درآن نقطه دور / شستشویی دهم از رنگ گناه

شستشویی دهم از لکه عشق/ زین همه خواهش بیجا و تباه

می برم تا زتو دورش سازم / زتو ای جلوه امید محال

می برم زنده به گورش سازم / تا ازین پس نکند یاد وصال

ناله می لرزد، می رقصد اشک / آه بگذار که بگریزم من

از تو ای چشمه جوشان گناه / شاید آن به که بپرهیزم من

به خدا غنچه شادی بودم / دست عشق آمد و از شاخم چید

شعله آه شدم صد افسوس / که لبم باز برآن لب نرسید

عاقبت بند سفر پایم بست / می روم خنده به لب خونین دل

می روم از دل من دست بدار / ای امید عبث بی حاصل

روی بخار شیشه ی دلم نوشتم بی تو هرگز، که تویی تو سرنوشتم، آروم آروم، قطره ی اشکی چکید و قصه بوی غربت و دلواپسی شد، قاصدک باز، از سر خونه گذشته، اما باز بی خبر از تو...
از این طلسم بی کسی دلم گرفته، آسمونم بی تو رنگ غم گرفته،ناشناسم من توی شهر نگاهت، دل هنوزم منتظر مونده به راهت، اما بازم میدونم خواب و خیاله که تو برگردی دوباره...
همیشه دستام تشنه ی دست تو بوده، سهم چشمام این شبای تیره بوده، قلب تو از عشق من یه دنیا دوره، راه عشقم چه غریب و بی عبوره، اما حتی آخر این جاده ی غم، غصه ی عشقو میخونم...

گريه کن جداييا ما رو رها نمي کنن ....
                                 .آدما انگار براي ما دعا نمي کنن...

    گريه کن حالاحالا از هم بايد جدا باشيم ....
                                     بشينيم منتظر معجزه ي خدا باشيم...

  گريه کن منم دارم مثل تو گريه مي کنم ...
                                    به خداي آسمونامون گلايه مي کنم...

      گريه کن واسه شبايي که بدون هم بوديم ...
                                       تنهايي ، براي سنگيني غصه کم بوديم...

             گريه کن ، سبک ميشي ، روزاي خوب يادت مياد ...
                                        گرچه تو تقويمامون نيستن اون روزا زياد...

   گريه کن براي قولي که بهش عمل نشد ...
                                                    واسه مشکلاتي که ، بودش و هست و حل نشد...

         گريه کن واسه همه ، واسه خودت ، براي من ...
                               توي باروني ترين ثانيه حرفاتو بزن...

          گريه کن تا آينه شه ، باز اون چشاي روشنت ......
                                  واسه موندن لازمه ، فداي گريه کردنت

سنگ گور


ای رفته ز دل ، رفته ز بر ، رفته ز خاطر
بر من منگر تاب نگاه تو ندارم

 
بر من منگر زانکه به جز تلخی اندوه
در خاطر از آن چشم سیاه تو ندارم


ای رفته ز دل ، راست بگو !‌ بهر چه امشب
با خاطره ها آمدهای باز به سویم؟


گر آمده ای از پی آن دلبر دلخواه
من او نیم او مرده و من سایه ی اویم


من او نیم آخر دل من سرد و سیاه است
او در دل سودازده از عشق شرر داشت

 
او در همه جا با همه کس در همه احوال
سودای تو را ای بت بی مهر !‌ به سر داشت


من او نیم این دیده ی من گنگ و خموش است
در دیده ی او آن همه گفتار ، نهان بود

 
وان عشق غم آلوده در آن نرگس شبرنگ
مرموزتر از تیرگی ی شامگهان بود


من او نیم آری ، لب من این لب بی رنگ
دیری ست که با خنده یی از عشق تو نشکفت


اما به لب او همه دم خنده ی جان بخش
مهتاب صفت بر گل شبنم زده می خفت


بر من منگر ، تاب نگاه تو ندارم
آن کس که تو می خواهیش از من به خدا مرد

 
او در تن من بود و ، ندانم که به ناگاه
چون دید و چها کرد و کجا رفت و چرا مرد


من گور ویم ، گور ویم ، بر تن گرمش
افسردگی و سردی ی کافور نهادم


او مرده و در سینه ی من ،‌ این دل بی مهر
سنگی ست که من بر سر آن گور نهادم

سیمین بهبهانی

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم فروردین 1390ساعت 18:5 توسط هیچکس |

سلام خوبین امید وارم حالتون خوب باشه

زیاد وقت ندارم شرمنده فقط یه حرف:

میخوام مسابقه مشاعره برگزار کنم اگه مرام داری یه یاعلی بگو و کمکم کن

یاعلی

درضمن از همین الان  عید نوروز رو به همتون تبریک میگم و براتون دعا میکنم همیشه موفق باشید

بای تا بعد

+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم اسفند 1389ساعت 14:31 توسط هیچکس |

 

سکوتم را چگونه خواهم شکست

تاریکی بر اندامم مستولی گردیده

هر دم صدای ترک خوردن استخوانهایم را میشونم

این صداهاست که سالهاست با من آشناست

دیگر گفتن کلمات نیز برایم سخت و دشوار گشته

بغض گلویم را می فشارد

صدای پای ثانیه ها را که به آرامی از کنارم عبور می کنند

همانند ناقوصی هر دم در گوشم سیلی وارد میکنند

می شونم و میبینم و حس میکنم

زندگی تیره و تار را با زندانی سیاه و کثیف میگذارنم

تنها با غمها

زیبایی را سالهاست فراموش کردم

شادی ها را سالهاست در تاریکی دفن کرده ام

سنگینی غل و رنجیر روزگار دیگر قدرت حرکت را نیز از من گرفته است

ریشه هایم را حس میکنم که هر لحظه جای آب خونابه را به من هدیه می کنند

دیگر خسته شدم اگر جایی برای خسته شدن نیز برایم باقی مانده باشد.

 

 

خداوندا گله دارم

 

سکوت را انتخاب میکنم برای فریاد زدنم

و زندگی را به اجبار می گذرانم

خداوندا گله دارم

برای آنچه که می بینم اما نمی توانم کاری بکنم

قفل غمها را با کدامین کلید از روزگار بگشایم

خداوندا گله دارم

ز این روزگار

ز تاریکی

ز غمها

ز شادی ها

ز انسانها

ز خود نیز من گله دارم

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم بهمن 1389ساعت 19:17 توسط هیچکس |

به خدا عشق به رسوا شدنش می ارزد
و به مجنون و به لیلا شدنش می ارزد


دفتر قلب مرا وا کن و نامی بنویس
سند عشق به امضا شدنش می ارزد


گرچه من تجربه‌ای از نرسیدن‌هایم
کوشش رود به دریا شدنش می ارزد


کیستم ؟ … باز همان آتش سردی که هنوز
حتم دارد که به احیا شدنش می ارزد


با دو دست تو فرو ریختنِ دم به دمم
به همان لحظه‌ی بر پا شدنش می ارزد


دل من در سبدی ـ عشق ـ به نیل تو سپرد
نگهش دار، به موسی شدنش می ارزد


سال‌ها گرچه که در پیله بماند غزلم
صبر این کِرم به زیبا شدنش می ارزد

 

بی تو موندن کار من نیست تا دلم نمرده برگرد.برگرد

+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم بهمن 1389ساعت 18:51 توسط هیچکس |

سلام من ... هستم 16 سالمه
اهل یزد هستم و امید وارم مطالب خوبی رو براتون آپ کنم
یه خورده دل شکسته ام ولی فدای سرتان
در همین جا از کسانی که منو در ساخت وب کمک کردند
(به خصوص اونایی که نظر دادن)کمال تشکر را دارم

Home
Email
Night Skin

*
*
*
*
*
*

*